close
تبلیغات در اینترنت
امام حسن عسکري (ع) در يک نگاه
آخرین مطالب

امام حسن عسکري (ع) در يک نگاه

 

معصوم سيزدهم :امام يازدهم ، حضرت امام حسن عسكري (ع)

نام :حسن

لقب معروف :عسكري

كنيه :ابومحمد

پدر و مادر :امام هادي ، متفاوت گفته شده سليل ،حدیثه ،سوسن ،محدثه

وقت و محل تولد :هشتم ربيع الثاني يا 24 ربيع الاول سال 232 هجري قمري در مدينه .

وقت و محل شهادت :هشتم ربيع الاول سال 260 هجري قمري به دسيسه معتمد (چهار دهمين خليفه عباسي )در شهر سامره ، در سن 28 سالكي به شهادت رسيد.

مرقد :شهر سامره ، واقع در عراق

دوران زندگي :در دو بخش

1 - قبل از امامت (22 سال ) از سال 232 تا 254 هجري قمري

2 - دوران امامت (6سال ) از سال 254 تا 260 هجري قمري

آن حضرت ، همواره تحت نظر زندان طاغوتهاي عصر خود بود، سرانجام با زهر جفا به شهادت رسيد.

منبع :داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم عليهم السلام   نوشته : محمد محمدي اشتهاردي

 

 امام حسن عسکري (ع) در يک نگاه   

معصوم سيزدهم :امام يازدهم ، حضرت امام حسن عسكري (ع)

نام :حسن

لقب معروف :عسكري

كنيه :ابومحمد

پدر و مادر :امام هادي ، متفاوت گفته شده سليل ،حدیثه ،سوسن ،محدثه

وقت و محل تولد :هشتم ربيع الثاني يا 24 ربيع الاول سال 232 هجري قمري در مدينه .

وقت و محل شهادت :هشتم ربيع الاول سال 260 هجري قمري به دسيسه معتمد (چهار دهمين خليفه عباسي) در شهر سامره ، در سن 28 سالكي به شهادت رسيد.

مرقد :شهر سامره ، واقع در عراق

دوران زندگي :در دو بخش

1 - قبل از امامت (22 سال ) از سال 232 تا 254 هجري قمري

2 - دوران امامت (6سال ) از سال 254 تا 260 هجري قمري

آن حضرت ، همواره تحت نظر زندان طاغوتهاي عصر خود بود، سرانجام با زهر جفا به شهادت رسيد.

منبع :داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم عليهم السلام   نوشته : محمد محمدي اشتهاردي

                                                     مادر امام حسن عسکري  (ع)  

مادر گرامي امام حسن عسکري (ع) حضرت حديثه  است كه ملقب به جده و كنيه‌ي مباركشان ام الحسن بود در سودان متولد شد و 4 پسر و يك دختر به دنيا آورد. ايشان ام ولدي بود به همين دليل او را حديثه مي‌گفتند برخي نام اين بانوي گرامي را سوسن و برخي سليل ذكر كرده‌اند شيخ مفيد در ارشاد، در ذكر نام مادر امام حسن‌عسكري مي‌نويسد : مادرش ام ولدي بود كه به او محدثه مي‌گفتند. او در نهايت صلاح،‌ورع و تقوا بود. هنگامي كه او را نزد امام هادي‌آوردند، و همسر ايشان گرديد، امام در شأن او چنين فرمودند:‌ سليل،‌بيرون كشيده شده از هر آفت و نقص و پليدي و ناپاكي است. در عصر غيبت صغري، او را به عنوان جده، (جده‌ي امام قائم مي‌خواندند . حديثه از زنان صالح روزگار و داراي فضائل نفساني بود. اين بانوي گرامي در تربيت فرزند بر حسب تعليمات امام زمان  خود با كمال مراقبت مي‌كوشيد و نشو و نماي امام يازدهم  در مهد تربيت امام دهم، بر طبق آموزش و پرورش مكتب نبوت بود. اين بانوي ارجمند به منزله‌ي ملكه‌ي اسلام در مدينه مي‌زيست و زنان بزرگ عرب و مشايخ علماء درباره او جمع مي‌شدند و به وسيله‌ي او كسب فيض مي‌كردند. وي در فن تربيت و تعليم كودك، نهايت مهارت و مراقبت را داشت و از مدينه به سامراء در مسافرت حضرت عسكري ملازم ركاب بود و در سامراء از دنيا رفت. پيكر پاكش نيز در همان جا به خاك سپرده شد. تاريخ دقيق وفات اين بانوي بزرگوار دردست نيست.  

منبع :مادران چهارده معصوم - مولف احمد اميري پور

 لقب عسکري براي پيشواي يازدهم   

در اين‌باره كه چرا امام يازدهم را عسكري لقب داده‌اند مطالبي گفته شده است، از جمله حرّ‌عاملي در كتاب «الرجعه» به سندي از «ابوخالد» كابلي از« فضل بن شاذان» نقل مي‌كند كه وي گفت: روزي خدمت مولايم علي بن حسين رسيدم. آن حضرت نوشته‌اي در دست داشت... از او پرسيدم اين نوشته چيست؟ حضرت فرمود: ‌اين نسخه لوحي است كه خداوند آن را به رسول خدا هديه فرموده و در آن نام خدا و رسول او و (جانشينان رسول) آمده است. در ادامه تك تك امامان را نام بردند وقتي به نام مبارك امام يازدهم رسيدند، فرمودند:... سپس فرزندش حسن عسكري است.

در حديث جابر نيز آمده است كه «جندل بن جنادة بن جبير يهودي» از رسول خدا پرسيد: مرا از اوصياي پس از خويش آگاه ساز تا از آنان پيروي كنم. حضرت فرمود: اوصياي من دوازده تن هستند و آنان را نام برد تا فرمود: پس از او [(امام هادي] پسرش حسن است كه عسكري ناميده مي‌شود.

قول ديگر اينكه چون خليفه عباسي، امام عسكري و امام هادي را در سامرا و در محله «عسكر» تحت نظر قرار داده بود (عسكر يعني سپاه و لشكر)، لذا آن دو بزرگوار را عسكريين و امام يازدهم را به خصوص «عسكري» مي‌گويند.

امام حسن عسکري  در دوران پدر بزرگوارشان   

امام حسن عسكري -  - بخشي از زندگاني خود را در كنار پدر گذراندند و از آن سرچشمه نور، سودها بردند. در اين دوره در سفر و حضر، امام يك لحظه از پدر جدا نشد و اين پدر و پسر يا معلم و متعلم با هم درسها داشتند، حضرت در پدرشان جلوه هاي اخلاقي جد بزرگوارشان پيامبر اكرم را مي ديدند؛ اخلاقياتي كه رسول اكرم را بر تمامي پيامبران سلف برتري بخشيده بود، به علاوه ويژگيهاي امامان قبل در پدر مجسم بود و پسر همه آنها را يكجا مي ديد و فرا مي گرفت . پدر نيز در فرزندشان ادامه سلسله امامت را مي ديد و نائب به حق خود را همين گرامي فرزند مي دانست لذا درباره ايشان اهتمامي خاص ‍ داشت و چنين از فضيلت فرزند پرده برمي داشت :

(فرزندم ابومحمد اصيل ترين چهره خاندان و استوارترين حجت است . او بزرگ فرزندانم و جانشين من است و امامت و احكام آن به سوي او باز مي گردد).

به طور قطع مقام امام هادي بالاتر از آن است كه بر اساس عاطفه پدري به هواخواهي فرزند برخيزد و او را مستحق امامت بداند بلكه تنها پس از آنكه تمامي گرايشهاي والا و ويژگيهاي گرانقدر در حضرت فراهم آمده بود، پدر - نه از مقام پدري - بكله از مقام امامت ، نائب پس از خود را چنين معرفي مي كند و او را تصوير تمام نماي خاندان امامت و حجت خداي بر خلق و امام آينده مسلمين و بزرگ خليفه به حق نام مي برد.

 کلياتي از اخلاق امام حسن عسکري (ع)    

احمد بن عبيدالله بن خاقان، درباره امام حسن عسكري  گفته است : در سر من راي، هيچ يك از علويان را نديدم و نشناختم كه بمانند حسن بن علي بن محمد بن رضا  باشد. و در آرامش و وقار و پارسايي و نجابت و بزرگواري در نزد خاندانش و سلطان و تمام بني هاشم نام كسي را بهتر از او نشنيدم. آنان وي را بر سالخوردگان خود مقدم مي داشتند و نيز همواره بر اميران و وزيران و نويسندگان مردم عامي و معمولي مقدم داشته مي شد. از هيچ يك از بني هاشم و نيز اميران و نويسندگان و قاضيان و فقيهان و ساير مردمان درباره وي نپرسيدم جز آن كه پي بردم آن حضرت در نزد مردم در غايت تجليل و تعظيم و در جايگاهي والا قرار دارد و همه درباره او به نيكي ياد مي كنند و او را بر اهل بيت و مشايخش مقدم مي دارند. هيچ كس از دوستان و دشمنان آن حضرت را نديدم جز آن كه به نيكويي درباره آن حضرت سخن مي گفتند و او را مي ستودند.

همچنين پدر احمد بن عبيدالله در اين باره گويد: اگر خلافت از خاندان بني عباس بيرون شود هيچ كس از بني هاشم را سزاوار خلافت نيست مگر حسن عسكري  . زيرا او با فضل و دانش و پارسايي و خويشتن داري و زهد و عبادت و اخلاق پسنديده و نيكوييهايش استحقاق تصدي مقام خلافت را داراست.

 منبع :سيره معصومان، ج 5، ص 249  نويسنده: سيد محسن امين    ترجمه: علي حجتي كرماني   

 شرايط سياسي زمان امام حسن عسکري  (ع)

فشارها و محدوديتهاي زمان امام حسن عسكري، به دو علت، از دو پيشواي ديگر بيشتر بود:

الف) در زمان امام عسكري--شيعه به صورت يك قدرت عظيم در عراق در آمده بود و همه مردم مي دانستند كه اين گروه به خلفاي وقت معترض بوده و حكومت هيچ يك از عباسيان را مشروع و قانوني نمي داند، بلكه معتقد است امامت الهي در فرزندان علي--باقي است، و در آن زمان شخصيت ممتاز اين خانواده امام حسن عسكري--بود. گواه قدرت شيعيان، اعتراف «عبيد الله » ، وزير «معتمد» عباسي، به اين موضوع است. توضيح اينكه پس از شهادت حضرت عسكري، برادرش جعفر «كذاب » نزد عبيد الله رفت و گفت: منصب برادرم را به من واگذار، من در برابر آن ساليانه بيست هزار دينار به تو مي دهم. وزير به او پرخاش كرد و گفت: احمق! خليفه آن قدر به روي كساني كه پدر و برادر تو را امام مي دانند، شمشير كشيد تا بلكه بتواند آنان را از اين عقيده برگرداند، ولي نتوانست، و با تمام كوششهايي كه كرد توفيقي به دست نياورد، اينك اگر تو در نظر شيعيان امام باشي نيازي به خليفه و غير خليفه نداري و اگر در نظر آنان چنين مقامي نداشته باشي، كوشش ما، در اين راه كوچكترين فايده اي نخواهد داشت.

ب) خاندان عباسي و پيروان آنان، طبق روايات و اخبار متواتر، مي دانستند مهدي موعود كه تار و مار كننده كليه حكومتهاي خود كامه است، از نسل حضرت عسكري--خواهد بود، به همين جهت پيوسته مراقب وضع زندگي او بودند تا بلكه بتواند فرزند او را به چنگ آورده و نابود كنند (همچون تلاش بيهوده فرعونيان براي نابودي موسي!)

به دلائل يادشده در بالا، فشار و اختناق در مورد پيشواي يازدهم فوق العاده شديد بود و از هر طرف او را تحت كنترل و نظارت داشتند. حكومت عباسي به قدري از نفوذ و موقعيت مهم اجتماعي امام نگران بود كه امام را ناگزير كرده بود هر هفته روزهاي دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود. دربار عباسي به قدري وحشت داشت كه به اين مقدار كفايت نكرد، بلكه «معتز» امام را بازداشت و زنداني كرد و حتي به «سعيد حاجب » دستور داد امام را به سمت كوفه حركت داده و در راه او را به قتل برساند، ولي پس از سه روز، تركان، خود او را به هلاكت رساندند.

 

پس از او «مهتدي » نيز امام را بازداشت و زنداني كرد و تصميم به قتل حضرت داشت كه خداوند مهلت نداد و تركان بر ضد او شوريدند و وي را به قتل رساندند.

 

سيره پيشوايان ص 620    نويسنده: مهدي پيشوايي    

 فعاليتهاي امام حسن عسکري    

امام عسکري ـ(ع )ـ با وجود همه اين فشارها و نظارت‌ها و مراقبت‌هاي بي‌وقفه حکومت عباسي، يک سلسله فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي و علمي در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضداسلامي انجام مي‌داد که مي‌توان آنها را بدين‌گونه خلاصه کرد:

1. کوشش‌هاي علمي در دفاع از آيين اسلام و رد اشکال‌ها و شبهات مخالفان، و نيز تبيين انديشه صحيح اسلامي؛

2. ايجاد شبکه ارتباطي با شيعيان مناطق مختلف از طريق تعيين نمايندگان و اعزام پيک‌ها و ارسال پيام‌ها؛

3. فعاليت‌هاي سرّي سياسي، با وجود تمام نظارت‌‌ها و مراقبت‌هاي حکومت عباسي؛

4. حمايت و پشتيباني مالي از شيعيان، ‌به‌ويژه ياران خاص خود؛

5. تقويت و توجيه سياسي رجال و عناصر مهم شيعه در برابر مشکلات؛

6. آماده‌سازي شيعيان براي دوران غيبت فرزند خود، امام دوازدهم.

 

 آثار علمي امام حسن عسکري (ع)   

با توجه به وضعيت  سياسي حاکم بر دوره حيات امام عسکري ، ديدار با شيعه و تشکيل کلاس هاي درس و فعاليت علمي و بيان احاديث در کمترين حد صورت گرفته است ، اما با وجود اين همه سختي ، آثار به جاي مانده از آنان قابل توجه است .

1) احاديث : نزديک 400 حديث در موضوعات مختلف در مجموعه ي فرهنگ جامع سخنان امام عسکري  جمع اوري شده از جمله درباره ي توحيد ، نبوت ، تفسير در ابواب فقهي مثل طهارت ، روزه ، اجاره ، وقف ، امر به معروف و اخلاق و ادعيه .

2) نامه ها : نامه هايي که به وکلا و يارانشان درباره موضوعات مختلف کلامي و فقهي و ... نوشته اند.

3) کلمات قصار : که سرشار از حکمت هاي الهي است ،نظير « التواضع نعمة لايُحسد عليها ؛ تواضع نعمتي است که هيچ کس بر آن حسودي نمي کند .»

4) تفسير : تفسيري که به امام حسن عسکري  منسوب است که امام  تفسيري نوشته و يا گفته بودند و شاگردانشان آن را نوشته بودند ولي کتابي که امروزه به عنوان تفسير امام حسن عسکري  وجود دارد ، نسبت دادنش به امام چندان روشن نيست .

5) مکاتبه با وکلاي خود: علاوه بر نامه هايي که براي شيعيان و در جواب سوالاتشان مي دادند ، نامه هايي به وکلا و شاگردان و نمايندگان خود که ازآن حضرت درباره مسائل مختلف پرسيده اند نيز مي نوشتند که اين آثار در کتاب « مکاتيب الائمه مرحوم آية الله ميانجي جمع آوري شده است .»

منبع :نرم افزار پاسخ - مرکز پاسخگويي به شبهات  دینی

 امام حسن عسکري (ع)و آماده سازي شيعيان براي دوران غيبت   

از آن جا که غايب شدن امام و رهبر هر جمعيت، حادثه اي غيرطبيعي و نامأنوس است و تحمل مشکلات ناشي از آن براي نوع مردم دشوار مي باشد، پيامبر اسلام  و امامان پيشين، به تدريج مردم را با اين موضوع آشنا ساخته و افکار ايشان را براي پذيرش آن آماده مي کردند. اين تلاش، در عصر امام عسکري  به صورت روشن تري به چشم مي خورد و جلوه بيشتري پيدا مي کند؛ زيرا آن حضرت، از يک طرف حضرت مهدي را تنها به شيعيان خاص و بسيار نزديک خود نشان مي داد و از طرف ديگر، تماس مستقيم شيعيان با خود حضرت عسکري  نيز روز به روز محدودتر و کمتر مي شد، به طوري که حتي در خود شهر سامراء، به مراجعات و مسايل شيعيان به وسيله نامه يا توسط نمايندگان خويش پاسخ مي دادند. آن حضرت با اين شيوه، به شيعيان فهماندند که امام زمان مي تواند زنده بوده، ولي از نظر و چشم مردمان پنهان باشد.

 نمونه اي از کرامت و بزرگواري در سيره امام 

ابو هاشم جعفري (ره ) گفت : به حضور امام حسن عسكري  رفتم ، هدفم اين بود كه نگين انگشتري را از آن حضرت تقاضا كنم ، تا انگشتري بسازم و آن نگين را به عنوان تبرك ، بر سر انگشترم بگذارم ، ولي وقتي كه به حضورش شرفياب شدم ، به طور كلي آن تقاضا را فراموش كردم ، پس از ساعتي ، بر خاستم و خداحافظي كردم ، همين كه خواستم از محضرش ‍ بيرون بيايم ، انگشتري را به طرف من نهاد و فرمود: (تقاضاي تو، نگين بود، ما به تو نگين را با انگشترش داديم ، خداوند اين انگشتر را براي تو مبارك گرداند). از اين حادثه ، تعجب كردم ، كه آن حضرت به آنچه در ذهنم پوشيده بود، خبر داد، عرض كردم : (اي آقاي من ! براستي كه تو ولي خدا و همان امامي هستي ، كه خداوند فضل و اطاعت آن امام را دين خود قرار داده است ).

فرمود: غفر الله لك يا ابا هاشم : ( خدا تو را ببخشد اي ابو هاشم ). ( اعلام الوري ، ص 356)

داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم عليهم السلام      نوشته : محمد محمدي اشتهاردي

 

 منش والاي امام حسن عسکري (ع)   

امام حسن عسكري -  - داراي مكارم اخلاق و عظمت اخلاقي خاصي بود كه با آن دوست و دشمن را شيفته خود مي كرد، اين ويژگي آشكارترين جلوه شخصيتي حضرت بود كه آن را از جد بزرگوار خود پيامبر اكرم - صلي اللّه عليه و آله - كه اخلاق نيك ايشان همه را فرا مي گرفت - به يادگار داشت .

از ايشان نمونه هاي اخلاقي شگفت انگيزي نقل شده كه دشمن كينه توز را به دوستي صميمي و مخلص بدل كرده است .

مورخان نقل مي كنند كه : حضرت در زمان متوكل - سرسخت ترين دشمن آل بيت و پليدترين خليفه عباسي - به دستور او زنداني گشت و خليفه دستور اكيد داده بود كه به وي به شدت رفتار شود. ليكن زندانبانان پس از مدتي ، دلبسته كمالات حضرت شده و حتي از نگاه مستقيم به چشمان ايشان - از شرم و حيا - پرهيز مي كردند و هنگامي كه ايشان از زندان آزاد شدند اعتقادي استوار به امام پيدا كرده بودند و بصيرت خوبي در دين يافته بودند.

امام حسن عسكري - ع - در اخلاق والاي خود نسيم خوشي از گلزار رسالت اسلامي و گلي خوشبو از بوستان پيامبر اكرم - صلي اللّه عليه و آله - بودند.

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی