close
تبلیغات در اینترنت
معامله تاپای جان
آخرین مطالب

معامله تاپای جان

سران قریش تصمیم گرفتند پیامبر اکرم (ص )را به قتل برسانند ولی خداوند نقشه آنان را نقش بر آب کرد و حضرت علی(ع) به جای پیامبر(ص)در بستر آن حضرت خوابید و نقشه قریش به سرانجام نرسید.این شب عزیز بعدها به دلیل جان فشانی اول مظلوم عالم درحافظه مردم ماندگار شد وبه لیله المبیت شهرت یافت.

 سران قریش تصمیم گرفتندپیامبر (ص )را به قتل برسانند ولی خداوند نقشه آنان را نقش بر آب کرد و حضرت علی(ع) به جای پیامبردر بستر آن حضرت خوابید و نقشه قریش به سرانجام نرسید.

نقشه قتل پیامبر اکرم (ص)

وقتی قریش بر آزار و تحت فشار قرار دادن مسلمانان و مجبور ساختن آنان بر دست برداشتن از آیین اسلام و دلسرد کردن آن‌ها از یاری پیامبر(ص) پرداخت، رسول خدا(ص) به یاران خود فرمان هجرت به مدینه را داد، یاران وی نیز در چند مرحله به صورت دسته‌های کوچک و پنهانی و دور از چشم قریش رهسپار مدینه شدند.[۱]

دارالندوه

قریش از هجرت محمد هراس داشت و برای جلوگیری از آن در دارالندوه جمع شدند تا در این‌باره تصمیم بگیرند. اشراف قریش و شیطان در این جلسه حضور داشتند[۲] و طبق خواسته ابوجهل تصمیم گرفتند از هر قبیله جوانی دلیر انتخاب شود و شبانه بر او حمله کنند و دسته جمعی او را در خانه اش بکشند؛ زیرا در این صورت، خون او در میان همه قبایل پراکنده می‌شود و بنی هاشم نمی توانند با همه طوایف قریش بجنگند و ناچار به گرفتن دیه می‌شوند و ما هم دیه اش را می پردازیم.[۳]

نزول آیه و آگاهی پیامبر (ص)

به دنبال تصمیم قریش بر قتل پیامبر(ص)، جبرئیل بر حضرت  نازل شد و او را از نقشه مشرکان آگاه ساخت و دستور خداوند را ابلاغ کرد، چنانچه در آیه ۳۰ سوره انفال آمده است: "و اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک او یقتلوک او یخرجوک و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین؛ به یاد آور هنگامی که کافران از در مکر وارد شده و تصمیم گرفتند که تو را زندانی کنند و یا بکشند و یا تبعید نمایند، آنان مکر می ورزند خدا نیز مکر آنان را خنثی می‌سازد خداوند از همه چاره جوتر است." که محمد تصمیم گرفت قبل از آمدن مشرکان، خانه خود را به طرف یثرب ترک کند.[۴] برای این‌که محمد در هنگام خروج از دید مشرکان مخفی بماند، آیه "و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون؛[۵] و [ما] فراروی آنها سدی و پشت سرشان سدی نهاده و پرده‌ای بر [چشمان] آنان فرو گسترده‌ایم در نتیجه نمی‌توانند ببینند." را تلاوت کرد.[۶]

ماجرای لیله المبیت

پیامبردر شب اول ماه ربیع‌الاول، به امیر المومنین (ع)فرمود: "مشرکان می‌خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در جای من می‌خوابی تا من به غار ثور بروم؟" علی (ع)گفت: "در این صورت شما سالم می‌مانید؟" پیامبر اکرم  فرمود: "آری." علی (ع)تبسمی کرد و سجدهٔ شکر به‌جای آورد، وقتی که سر از سجده برداشت عرض کرد: "آنچه را که مأمور شده‌ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد! به هر چه می‌خواهی فرمانم بده که همانند دستیار شما هستم، همان‌گونه که مقصود شماست در آن وارد می شوم و موفقیتم تنها از ناحیه خداست."[۷] سپس پیامبر(ص)، علی(ع) را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند.[۸]

مشرکان از ابتدای شب، خانه پیامبررا محاصره کردند و قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد، اما ابولهب گفت: در این وقت، زنان و فرزندان در داخل خانه هستند و بعدها عرب در باره ما می گویند حرمت فرزندان عموی خویش را شکستند.[۹]

امیر المومنین  درهای خانه را بست و پرده‌ها را کشید، آنان با سنگ به ایشان که در که در بستر خوابیده بود، می‌زدند تا مطمئن شوند کسی در بستر خوابیده است البته شک نداشتند که وی رسول خداست[۱۰] و صبح که با شمشیرهای برهنه به خانه هجوم بردند، وقتی علی (ع)را در بستر پیامبر(ص)مشاهده کردند، گفتند: محمد کجاست؟ علی(ع) فرمود: "مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند."

در این هنگام به سوی علی (ع)یورش بردند و او را آزردند و سپس از خانه بیرون کشیدند و کتک زدند و ساعتی هم در مسجدالحرام زندانی کرده و تا سر حد مرگ زدند و آزادش کردند.[۱۱] سپس در جهت مدینه به تعقیب پیامبر(ص)پرداختند.[۱۲]

وقتی علی(ع) در بستر رسول الله خوابیده بود، جبرئیل در بالای سر او و میکائیل پایین پای ایشان آمدند و جبرئیل گفت: "خوشا به حال کسانی چون تو ای |فرزند ابو طالب! که خدای متعال در برابر فرشتگان به تو مباهات می‌کند."[۱۳]

نزول آیه در شان حضرت علی (ع)چنانچه مفسیرین می گویند آیه "و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد؛[۱۴] بعضی از مردم، جان خود را در برابر خشنودی‌های خدا می‌فروشند و خدا نسبت به بندگان رؤوف است." در شان علی در ماجرای لیلة المبیت نازل شده است.[۱۵]

درخواست پیامبر (ص)ازامیر المومنین (ع)

 

پیامبر(ص) در یکی روزهایی که در غار ثور مخفی بود، از علی (ع)خواست تا امانتهای مردم را بازگرداند و بدهی های آن حضرت را نیز پرداخت کند و همراه با فواطم بنی هاشم یعنی حضرت فاطمه(س)، فاطمه بنت اسد مادر علی (ع) و فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب، به پیامبر (ص) در مدینه ملحق شود.[۱۶]

منابع

1. سیره ابن هشام، ج 1، ص480

2.کامل ابن اثیر، ترجمه محمدحسین روحانی، انتشارات اساطیر، ج2، ص926

3.اعلام الوری طبرسی ترجمه عزیز الله عطاردی، انتشارات اسلامیه، ص88

4. سیره حلبی، ج 2، ص 32

5. یس/ 36 / 9

6. فروغ ابدیت، ج ۱، ص420

7.الانوار، ج19، ص60

8.امالی شیخ طوسی، ص 466

9.سیره حلبی، ج 2، ص 32

10.امالی شیخ، ص 298

 11.بحار الانوار، ج 19، ص 92؛ الکامل ابن اثیر، ج 2ص 928

    12.ارشاد شیخ مفید، ص ۳۰

  13.امالی شیخ صدوق، 469؛ مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج 5، ص 174؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 123

14. بقره / 2 / 207

 15.المیزان، ج 2، ص135

16 .سیره حلبی، ج 2، ص 37؛ سیره ابن هشام، ج 2، ص 129؛ اسدالغابه، ج 4، ص 96

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی