close
تبلیغات در اینترنت
زمانی باامام زمان(عج)
آخرین مطالب

زمانی باامام زمان(عج)

 برای پیام کوتاه

تقصیر من است، اینکه کم می آیی

هر وقت شدم اسیر غم می آیی

این جمعه و جمعه های دیگر حرف است

آدم بشوم سه شنبه هم می آیی

 

 

برای پیام کوتاه

این جمعه هم گذشت ....

تقصیر من است، اینکه کم می آیی

هر وقت شدم اسیر غم می آیی

این جمعه و جمعه های دیگر حرف است

آدم بشوم سه شنبه هم می آیی

به راه بياييم تا از راه بيايد‏

اللهم عجل لوليک الفرج

 

 

چرا برای ظهورت مرددی آقا؟

مگو که سرزده از ما کمی بدی آقا؟!

تمام ما که به تکلیف خود عمل کردیم!

دگر قصور تو بوده نیامدی آقا

 

چه غصه ها که برایم نخورده ای آقا

حساب زخم دلت را شمرده ای آقا...؟

همیشه نسبت مولا و بنده این بوده

که جای من ز خجالت تو مرده ای آقا

 

دعا پشتِ دعا برای آمدنت

گناه پشتِ گناه برای نیامدنت

دل درگیر، میان این دو انتخاب؛

کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟

 

هم چاه سر راه تو باید بکنیم

هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم

این نامه چندم است که می خوانی؟

داریم رکورد کوفه را می شکنیم

 

تمام اشکهای من برای شستشوی جاده های انتظار توست

و چشمهای من فدای گامهای استوار تو...

اللهم عجل لولیک الفرج

 

از شنبه درون خود تلنبار شدیم

تا آخر پنجشنبه تکرار شدیم

خیر سرمان منتظر آقاییم

جمعه شد و لنگه ظهر بیدار شدیم

 

 

ما فقط گیر که داریم تو را میخوانیم

عذر تقصیر که داریم تو را میخوانیم

عشقهامان همگی بند به یک دینار است

شکم سیر که داریم تو را میخوانیم

 

 

اي مركز ثقل كهكشان دل من

خورشيد بلند آسمان دل من

عمريست كه من منتظر ديدارم

يك جمعه بيا به جمكران دل من

 

گفتم شبی به مهدی«عج»، اذن نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

 

موعود خدا مرد خطر می خواهد

آري سفر عشق، جگر می خواهد

ای جمعیت میلیونی عصر ظهور

او سیصد و سیزده نفر می خواهد!

 

من مثل تو و تو مثل من چشم به راه

ما چشم به راه مردی از کوچه ی ماه

بگذار دوباره جمعه را صرف کنیم

ندبه، گریه، عهد، فرج... باز گناه!

 

ما هم اگر مفید بودیم

لابد برایمان نامه می نوشتی...

 

تو هستی و در میان ِ ما می گردی

در کوچه و شهر و خانه ها می گردی

از ما اثری نیست، در این شب، ای خوب!

دنبال ظهور نور ما می گردی...

 

یابن الحسن:

مولای من، سلام!

اگر قرار شد بیایید

کافی ست با شماره های یازده رقمی مان

( که عنقریب دوازده رقمی خواهد شد)

تماس بگیریدو یادتان باشد که ما فقط تا ساعت ده شب بیداریم!!

 

سربازان امام زمان(عج) از هیچ چیز جز گناهانِ خویش نمی هراسند.

(شهید آوینی)

 

عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.

به تالار كه رسید... دورترها ایستاد و گفت:

دخترم عروسیت مبارک! ولی ای كاش كاری می كردی تا من هم می توانستم بیایم...

گوشه ای نشست، دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دختر دعا کرد...

 

خیلی عاشق زانتیابود.

یک روز  صبح که از خواب بیدار شد، گفت: دیشب خواب زانتیارو دیدم!...

اون موقع بود که فهمیدم هنوز عاشقت نیستم.

 

خورشید جایی نرفته،هر وقت بیدار شویم صبح است...

 

بیا و سینه ما غرق شور کن آقا

ز کوچه های دل ما عبور کن آقا

همیشه یاد شهیدان به ذهنمان جاری است

تو را قسم به شهیدان ظهور کن آقا

 

به عیسی (ع) و امام  دوازدهم، مهدی (عج)، می گویم که عجله کنند،

و به خاطر تمام خطراتی که دنیا را فرا گرفته زود بیایند. (هوگو چاوز)

 

هر چند خط بیعت ما نیست کوفی

تردید در آن ، از غم نان ، کشت ما را

 

ما بر نمی گردیم از عشق تو ، مولا !

هر چند نَفسِ سُست پیمان ، کشت ما را

آدینه آمد نازنین ! اما تو ... ؟!  آری

دوری ز تو ای حضرت جان ! کشت ما را

 

شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان

از مقدم پاک آن ولی سبحان

آن پرده نشین کاخ وحدت امروز

بنمود رخ از پرده و گردید عیان

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

 

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای اوج قله، کوه صبر

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین . . .

 

گر پرده ز رخ باز نماید مهدی

از خلق جهان دل برباید مهدی

ای شیعه چنان منتظر مهدی باش

انگار همین جمعه می آید مهدی

 

بیا موعود هنگام قیام است

جهان مجروح یک جو التیام است

زمان لبریز شوق و انتظار است

زمین بر رجعتت امّیدوار است

بیا امشب شب قدر است ما را

علمدار تو در صدر است ما را

میلاد آخرین شکوفه ی باغ احمدی، حضرت مهدی(عج) مبارک

 

عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس

چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا

خجسته باد میلاد مولود نجات

 

تک ‌نغمه‌ی شادی ما

در جشن میلاد مهدی زهرا سلام‌الله ‌علیها، دعای فرج است . . .

یا مهدی ادرکنی

 

یکی از جمعه ها جان خواهد آمد

به درد عشق، درمان خواهد آمد

غبار از خانه های دل بگیرید

که بر این خانه مهمان خواهد آمد

 

شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان

از مقدم پاک آن ولی سبحان

آن پرده نشین کاخ وحدت امروز

بنمود رخ از پرده و گردید عیان

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

 

 

 

بیا موعود هنگام قیام است

جهان مجروح یک جو التیام است

زمان لبریز شوق و انتظار است

زمین بر رجعتت امّیدوار است

بیا امشب شب قدر است ما را

 

علمدار تو در صدر است ما را هر سخن جز سخنی از تو شنیدن سخت است

همه را دیدن و روی تو ندیدن سخت است‌

 

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

سال های هجری و شمسی همه بی خورشیدند

تو بیایی همه ساعات و همه ثانیه ها

از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند

 

یا صاحب الزمان که پناهی مرا، بیا

دستم بگیر تا نفتادم ز پا، بیا

 

صبرم از کاسه دگر لبریز است

اگر این جمعه “نیاید” چه کنم ؟

آنقدر من خجل از کار خودم

اگر این جمعه “بیاید” چه کنم ؟

 

یارب رسان تو بر ما، صاحب زمان ما را

تا که حیات بخشد، روح و روان ما را

 

یک روز می افتد ؛ آن اتفاق خوب را می گویم …

من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛ هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه

 

آقا اجازه خسته ام از این همه فریب /  از های و هوی مردم این شهر نا نجیب

آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . .

 

دوست دارم که یک شب جمعه/ صبح گردد به رسم خوش عهدی

ناگهان بشنوم زسمت حجاز/ نغمه ی دلخوش انا المهدی

 

مرا با عشق خود درگیر کردی / به پایم با غمت زنجیر کردی

بدان دنیای بی تو هیچ باشد / دلم را از زمانه سیر کردی

تو با رفتن به پشت ابر ایّام / غروب جمعه را دلگیر کردی

یا اباصالح ادرکنی . . .

 

باز به انتظار تو جمعه غروب میشود / اگر بیایی از سفر آه چه خوب میشود . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

 

بنویس که هرچه نامه دادم نرسید / بنویس که یک نفر به دادم نرسید

بنویس قرار من و او هفته بعد / این جمعه که هرچه ایستادم نرسید . . .

 

امشب به جنون کشیده میلم برگرد

ای جاری ندبه در کمیلم برگرد

بی تو شب تاریک مرا نوری نیست

برگرد ستاره ی سهیلم برگرد . . .

 

مـا معتقدیم عشق سر خواهد زد / بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر چهـارده آیه نور / سوگند به زخمهای سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر میگردد / مهـدی به میان شیعه بـر م

 

افسوس که عمری پی اغیار دویدیم   / از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم   / جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم

 

هرچه کردم نشوم علت رنجیدن او

باز نشد بارها من دل زهرائی او را ز گناهم خستم

گفتم این بار که بر نامه من مینگرد خوشحال است

لیک اشکش به دلم گفت که من روسیهم من پستم

 

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش چون می کشی؟ تصویر مردان خدا

تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن …

عکس یک خنجرزپشت سر، پی مولا کشید

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم

راه عشق و عاشقی و مستی و نجوا کشید

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون را بکش

عکس حــیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن .

در بیابان بلا، تصویر یک ســقا کشید

گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم

گریه کرد آهی کشید و زینب کبری(س) کشید

 

دل مرده ام قبول

ولی ای مسیح من

یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن

 

 

دلم هر جمعه در تب و تاب است

 عاشقانه بی قرار دلبر است

گفتم جمعه شود پایان غمم

 جمعه رفت وباز چشمم به راه است

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد / سوار صاعقه پا در رکاب خواه شد،

 کدام جمعه ز عطر بهشتی گل یاس / بهارغرق شمیم گلاب خواهد شد

 

میسوزم از فراقت روی از جفابگران / هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان

در وادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب میگردد، کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟ خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

 

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت / جانم بسوختی و به جان دوست دارمت

 

آقای جمعه های غریبی ظهور کن / دل را پر از طراوت عطر حضور کن،

 یک گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق / یک دم فقط بیا و از اینجا عبور کن

 

برای آمدنت انتظار کافی نیست / دعا و اشک و دلی بی قرار کافی نیست،

 تمامی هر چه شراب است غیر چشمانت    برای مستی چشمی خمار کافی نیست

دوباره جمعه شد یارم نیومد / خدایا یار ما از در نیامد، نگار بی قرینه کی می آیی / سحرخیز مدینه کی می آیی

 

کاش از دلبر نشانی داشتیم / بر سر کویش مکانی داشتیم،

 از برای مهدی صاحب الزمان / کاش در دل جمکرانی داشتیم ..

تعجیل در ظهور آقا صلوات ......

 

عمریست که از حضور او جا ماندیم / در غربت سرد خویش تنها ماندیم،

او منتظرست تا که ما برگردیم / ماییم که در غیبت کبری ماندیم ...

 

هنوزم انتظارو انتظار است / هنوزم دل به سینه بیقرار است، هنوزم خواب میبینم به شبها

همان مردی که بر اسبی سوار است، همان مردی که آید جمعه روزی / و این پایان خوب انتظار است

 

صحبتی شد که خدایا باب نجاتی بفرست / تلخی دائفه را شاخه نباتی بفرست،

 میرسد با علم سبز امامت بر دوش / از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست

 

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم / تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم،

 گفتند غروب جمعه خواهی آمد / آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم

 

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشگر بود / پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است،

 با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور / بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است ....

 الهم عجل لولیک الفرج ......

 

 

 

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد / بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد،سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور، آخر شب سرد ما سحر می گردد / مهدی به میان شیعه برمیگردد

 

اى نـسـیـم سـحـر آرامـگـه یـار كـجـاسـت؟

مـنزل‏آن مه عاشق كُش عیار كجاست؟

هـرسـر مـوى مـرا با تـو هـزاران ‏كـار اسـت

مـا كـجاییم و ملامتگر بیكار كجاست؟

ساقى و مطرب و مى،جمله‏ مهیاست ولى

عـیش، بى یار مهیا نشود یار كجاست؟

 

صبحی گره اززمانه واخواهد شد

رازشب تاربرملا خواهدشد

درراه ،  عزيزيست كه باآمدنش

هرقطب نما  قبله نماخواهد شد

اللهم عجل لوليك الفرج

 

بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه! بي تاب شدن عادت بي حوصله هاست

مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب

در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست

يامهدي،ادركني!

 

گفتم كه خدا مرا مرادي بفرست

طوفان زده ام راه نجاتي بفرست.

فرمود كه با زمزمه يامهدي(عج)

نذر گل نرگس صلواتي بفرست.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

هنوزم خواب می بینم به شبها

همان مردی که بر اسبی سوار است

همان مردی که آید جمعه روزی

و این پایان خوب انتظار است

 

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات

بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا امر فرج شود مهیا بفرست

بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

اللهم صل عی محمد و آل محمد

 

قطعه گمشده اي از پر پرواز کم است

يازده بار شمرديم و يکي باز کم است

اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است

عرق شرم زمين است که سربازکم است

( اللهم عجل لوليک الفرج )

 

اگر که آمدی من رفته بودم

اسیر سال و ماه و هفته بودم

دعایم کن دوباره جان بگیرم

بیایم در رکاب تو بمیرم

 

مانده ام با غم هجران نگارم چكنم ؟

 

به راه بياييم تا از راه بيايد‏

اللهم عجل لوليک الفرج

 

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشگر بود / پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است،

 با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور / بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است ....

 الهم عجل لولیک الفرج ......

 

 

 

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد / بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد،سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور، آخر شب سرد ما سحر می گردد / مهدی به میان شیعه برمیگردد

 

اى نـسـیـم سـحـر آرامـگـه یـار كـجـاسـت؟

مـنزل‏آن مه عاشق كُش عیار كجاست؟

هـرسـر مـوى مـرا با تـو هـزاران ‏كـار اسـت

مـا كـجاییم و ملامتگر بیكار كجاست؟

ساقى و مطرب و مى،جمله‏ مهیاست ولى

عـیش، بى یار مهیا نشود یار كجاست؟

 

صبحی گره اززمانه واخواهد شد

رازشب تاربرملا خواهدشد

درراه ،  عزيزيست كه باآمدنش

هرقطب نما  قبله نماخواهد شد

اللهم عجل لوليك الفرج

 

بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه! بي تاب شدن عادت بي حوصله هاست

مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب

در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست

يامهدي،ادركني!

 

مانده ام با غم هجران نگارم چكنم ؟

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی