close
تبلیغات در اینترنت
داستان آموزنده 6
آخرین مطالب

داستان آموزنده 6

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

[ميرزا ابراهيم عرب، صاحب اراده متين و سير و سلوك راستين]

 

 مرحوم حاج شيخ [عباس] قوچاني ـقدس ﷲ سرّهـ أيضاً فرمودند: 

 

يكي از كساني كه خدمت مرحوم قاضي رسيد و از ايشان دستور ميگرفت و  جزء تلاميذ وي محسوب  ميشد، آقا ميرزا ابراهيم عرب است؛ كه پس از ساليان دراز [و]  رياضتهاي سخت به مطلوب اصلي نرسيده و براي وصول به كمال خدمت ايشان رسيد. 

 

 

وي ساكن كاظمين بود و شغلش مرده شوئي بود؛ و گويا خودش اين شغل را انتخاب نموده بود كه از جهت رياضت نفس أثري قوي در نفس او داشته باشد. چون خدمت مرحوم قاضي رسيد، گفت: 

 

(من از شما تقاضا دارم كه هر دستوري داريد به من بدهيد ولي من در ميان شاگردان شما نباشم؛ چون شاگردان شما تنبل هستند، مرا هم تنبل مي كنند.) 

 

اين تشرفّ و گفتگوي او با مرحوم قاضي در حالي بود كه مرحوم قاضي از كنار شطّ (شطّ فرات) از كوفه به سوی مسجد سهله می رفتند و تقريباً تا نزديك مسجد سهله سخنشان طول كشيد؛ مرحوم قاضي از او پرسيدند: 

 

آيا زن داري؟ 

 

گفت: نه، وليكن مادري و خواهري دارم. 

 

مرحوم قاضي به او فرمودند: روزي آنها را از كدام راه به دست  ميآوري؟  در اينجا كه نمي توانست اين سرّ را نزد مربي و معلّم و بزرگ مردي كه مي خواهد از او دستور بگيرد انكار كند، از روي ناچاري و ضرورت گفت: من به هرچه ميل كنم فوراً برايم حاضر  ميشود؛ مثلاً اگر از شطّ، ماهي بخواهم فوراً ماهي خودش را از شطّ بيرون  مي افكند، اين طور! و با دست خود اشاره به شطّ نموده فوراً يك ماهي خودش را از درون آب به روي خاك پرتاب كرد. 

 

مرحوم قاضي به او فرمود: اينك يك ماهي بيرون بينداز! 

 

ديگر هرچه اراده كرد نتوانست. 

 

مرحوم قاضي به او فرمود: بايد دنبال كسب بروي و از اين طريق تهية روزي نمائي! 

 

او تمام دستورات لازم را گرفت و به كاظمين مراجعت كرد و به شغل الكتريكي و  سيم كشي پرداخت و از اين راه إمرار معاش  ميكرد و حالات توحيدي او بسيار قوي و شايان تمجيد شد، به طوري كه در نزد شاگردان مرحوم قاضي به قدرت فهم و عظمت فكر و صحت سلوك و واردات عرفانیه و نفحات قدسية ربانيه، معروف و مشهور گرديد؛ تا سرانجام پس از رحلت مرحوم قاضي در أثر اتّصال بدنش به تيار كهرباي شهر ،(در حال چراغاني شب عيدي كه در كاظمين بدان مشغول بود) از دنيا رحلت و به سراي باقي روحش پرواز نمود.

 

رحمة ﷲ عليه رحمة واسعة 

 

اقول: مرحوم ميرزا ابراهيم عرب در ميان همة شاگردان مرحوم قاضي به ارادة متين و سير و سلوك راستين مشهور بود؛ ولي چون در كاظمين سكونت داشت حقير را شرف ملاقاتش حاصل نشد تا در همان سالهائي كه براي تحصيل به نجف اشرف مشرّف بودم در اثر حادثة گرفتن برق از دنيا رفت. 

 

مطلع انوار حضرت علامه آیه الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ج 2 ص 34

 

 

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی