close
تبلیغات در اینترنت
ولایت فقیه در طول تاریخ
آخرین مطالب

ولایت فقیه در طول تاریخ


1-   شیخ مفید ( 336 413 هـ.ق )

فاما اقامة الحدود فهو الی سلطان الاسلام المنصوب من قبل الله تعالی، و هم ائمة الهدی من آل محمد علیهم السلام و مَن نصبوه لذلک من الامراء و الحکام و قد فوّضوا النظر فیه الی فقهاء شیعتهم مع الامکان.

المقنعة، ص 810 .

اقامه حدود ( حد زدن ) به عهده حاکمی است که از جانب خدا معین شده باشد که همون ائمه هدی علیهم السلام هستند. و البته کسانی که ائمه آنها را نصب کرده باشند هم می توانند حدود را اقامه کنند که این وظیفه به عهده فقهائ شیعه سپرده شده با امکان برقراری حکومت.

2-  شیخ طوسی ( 385 460 هـ.ق )

فاما اقامة الحدود فلیس یجوز لاحد اقامتُها إلّا لسلطان الزمان المنصوب من قبل الله تعالی او من نصبه الامام لاقامتها. و اما الحکم بین الناس و القضاء بین المختلفین فلا یجوز ایضاً إلّا لمن اذن له سلطان الحق فی ذلک. و قد فوّضوا ذلک الی فقهاء شیعتهم فی حال لا یتمکّنون فیه من تولّیه بنفوسهم.

النهایة، ص 300 301.

اقامه حدود برای احد الناسی جایز نیست مگر برای کسی که خدا او را نصب کرده باشد و یا کسی که از طرف ائمه منصوب شده باشد. قضاوت هم برای احدی جایز نیست مگر کسی که امام او را نصب کرده باشد. و این اختیار از طرف ائمه به فقهاء داده شده که در صورت عدم توانایی امام برای اجرای این امور ( مثلا به دلیل غیبت )، فقهاء به این امور بپردازند.

 

3-سلّار دیلمی ( م 463 هـ.ق )

فاما القتل و الجراح فی الانکار ( نهی از منکر ) فالی السلطان او من یأمره السلطان. فإن تعذّر الامر لمانعٍ فقد فوّضوا علیهم السلام الی الفقهاء إقامة الحدود و الاحکام بین الناس بعد أن لایتعدّوا واجباً و لا یتجاوزوا حدّاً و امرا عامّة الشیعة بمعاونة الفقهاء علی ذلک.

موسوعة الینابیع الفقهیة، کتاب المراسم العلویة، ج 9، ص 67.

( یکی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر کشتن مثل حکم سلمان رشدی، و کتک زدن یعنی همون حد و تعذیر است). قتل و تأدیب در نهی از منکر به عهده امام و یا نائب امام است. و اگر مانعی پیش آمد کند و امام نتواند این امور را اجرا کند این مسؤولیت به عهده فقهاء گذاشته شده است و واجب است تمتم شیعیان فقهاء را برای اجرای این امور یاری دهند.

4-قطب الدین راوندی ( م 573 هـ.ق )

و اما الانکار الذی بالقتال فالامام و خلفاؤه اولی. لأنّهم اعلم بالسیاسة و معهم عدّتها.

فقه القرآن، ج1، کتاب الجهاد، ص 359.

قتل در نهی از منکر به عهده امام و جانینانش هست. چرا که اونها به سیاست بیشتر آگاهی دارن.

5-  علامه حلی ( 648 726 هـ.ق )

و اما اقامة الحدود فإنّها الی الامام خاصّةً او من یأذن له، و لفقهاء الشیعة فی حال الغیبة ذلک. و للفقهاء الحکم بین الناس مع الامن من الظالمین و قسمة الزکوات و الاخماس و الإفتاء.

قواعد الاحکام، ج 1، ص 525 526.

اقامه حدود مخصوص امام و یا کسی که از امام اجازه داشته باشه است. و فقهاء شیعه در زمان غیبت چنین اجازه ای را دارند. فقهائ باید بین مردم حکومت کنند و ضقاوت کنند و فتوا بدند زکات و خمس رو دریافت کنند و در موضع خودشون به مصرف برسونند اگر از شر ظالمان در امان باشند.

6-شهید اول ( 736 786 هـ.ق )

و الحدود و التعزیرات الی الامام و نائبه ولو عموماً. فیجوز حال الغیبة للفقیه الموصوف بما یأتی فی القضاء إقامتها مع المکنة، و یجب علی العامة تقویته و منع المتغلّب علیه مع الامکان.

الدروس الشرعیة، ج 2، ص 47 48.

اقامه حدود و تعذیرات به عهده امام و یا نائب امام است اگر چه نائب عام. پس در زمان غیبت برای فقیه جامع الشرایط جائز است با توانایی بر اقامه اون، اونها رو اقامه کنه. و بر تمام مردم واجبه که فقیه رو در اجرای اوامر الهی کمک کنند.

7-ابن فهد حلی ( 757- 841 هـ.ق )

للفقهاء إقامة الحدود علی العموم لما تقدّم... و لروایة عمر بن حنظلة عن الطادق علیه السلام.

المهذّب البارع، ج 2، ص 328.

فقهاء اجازه اقامه حدود رو دارند به دلیل روایت عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام.

8-محقق کرکی، محقق ثانی ( م 940 هـ.ق )

اتّفق اصحابنا علی أنّ الفقیه العادل الامین الجامع لشرایط الفتوی المعبّر عنه بالمجتهد فی الاحکام الشرعیة، نائبٌ من قبل ائمة الهدی علیهم السلام فی حال الغیبة فی جمیع ما للنیابة فیه مدخلٌ.

رسائل المحقق الثانی، رسالة صلاة الجمعة، ج 1، ص 142.

تمام علماء شیعه اتفاق نشر دارند که فقیه عادل امین جامع الشرائط از طرف ائمه علیهم السلام نائبه در زمان غیبت، و نیابتش در تمام مسائلی است که امکان نیابت در اون وجود داره.

9-  شهید ثانی ( 911 966 هـ.ق )

المراد بالعارف المذکور ( عارف به احکام دینی ) الفقیه المجتهد و هو العالم بالاحکام الشرعیة بالادلّة التفصیلیة. و جملة شرائطه مفصلة فی مظانّها.  و هذا الحکم و هو عدم جواز الحکم ( حکومت ) لغیر المذکور ( برای غیر فقیه ) موضع وفاق بین اصحابنا و قد صرّحوا فیه بکونه اجماعیاً. و فی حکمه الافتاء.

مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، ج 3، ص 107 108.

این که غیر فقیه نمی تونه حکومت کنه بین علماء شیعه اجماعیه و اختلافی دیده نمی شه.

10-                       محقق اردبیلی، مقدس اردبیلی ( م 993 هـ.ق )

و أنّه ( فقیه) خلیفة الامام علیه السلام. فکانّ الواصل الیه واصلٌ الیه علیه السلام، و انّ الایصال الیه افضل کالاصل.

مجمع الفائدة و البرهان، ج 4، ص 205 206.

فقیه خلیفه و جانشین امام است. هر کسی که به فقیه رجوع کنه انگار به امام رجوع کرده. با فقیه بودن بهتر از با دیگران بودنه] همونطور که با امام بودن بهتر از با غیر امام بودنه.

11-                        شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر ( م 1266 هـ.ق ):

لعلّه من المسلمات او الضروریات عندهم.

جواهر الکلام، ج 16، ص 178، کتاب الخمس.

ولایت فقیه از مسلمات و ضروریات دینه.

12-                      شیخ انصاری ( 1214 1281 هـ.ق ):

أن المعروف بین الاصحاب ( شیعیان ) کون الفقهاء نوّاب الامام.

المکاسب، ص 155.

معروف بین علماء شیعه اینه که فقهاء نائبان امام زمان هستند.

البته اقوال بیشتر بود اما ما به اختصار توضیح دادیم.

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی